|
انتخابات فلسطین، پیروزی حماس
آری به حماس یا نه به الفتح
آذر ماجدی
انتخابات فلسطین
موجی از شوک و ناباوری را در سطح بین المللی برانگیحت. به گفته یکی از تحلیل گران
فلسطینی این انتخابات حکم زلزله سیاسی در فلسطین را داراست. حماس که پیش بینی میشد
رای نسبتا بالایی در این انتخابات کسب کند، هر گونه پیش بینی را درنوردید و بیش از
۶۰ درصد کرسی ها را بخود اختصاص داد. پیش بینی تحلیل گران و ناظرین سیاسی حدود ۳۰
درصد آراء برای حماس و شرکت حماس در یک دولت ائتلافی را رقم میزد. اکنون حماس قادر
است خود به تنهایی دولت تشکیل دهد، هر چند که گفته میشود حماس در تلاش ساختن یک
دولت "وحدت ملی" است. این پیروزی چشمگیر نگرانی های بسیاری را دامن زده است. روند
صلح که همیشه بسیار شکننده بوده هر چه بیشتر در پرتگاه سقوط قرار گرفته است. ساعت
ها پس از انتخابات و روشن شدن پیروزی چشمگیر حماس هنوز از قول رهبران آن اعلام میشد
که حماس اسرائیل را به رسمیت نخواهد شناخت و با آن مذاکره نخواهد کرد. نابودی
اسرائیل هنوز در دستور کار حماس قرار دارد. اما برخی تحلیل گران با خوشبینی اعلام
میکردند که این فقط جنگ الفاط است و حماس اعلام کرده حاضر به مذاکره است.
حماس برای اولین
بار در انتخابات شرکت کرد. این سازمان انتخابات اخیر که اولین انتخابات فلسطین بود
را تحریم نمود. ولی این بار با قدرت تمام در نوار غزه و کرانه غربی به تبلیغات
انتخاباتی پرداخت و مبالغ هنگفتی هزینه این تبلیغات کرد.
آری به حماس یا
نه به الفتح؟
نگرانی از اینکه
بیش از ۶۰ درصد مردم فلسطین به یک سازمان اسلامی تروریست رای داده اند، بر اذهان
سنگینی میکند. آیا این رای بطور واقعی احساسات و تمایلات و خواست های مردم فلسطین
را نمایندگی میکند؟ پاسخ به این سوال بنظر من منفی است. این نتیجه دموکراسی، بخصوص
در جوامعی همچون فلسطین است. این دموکراسی ربطی به آزادی ندارد. مردم انتخاب چندانی
نداشتند. باید میان بد و بدتر انتخاب میکردند. جنگ با اسرائیل، تروریسم اسلامی و
اسرائیلی و سرکوب دولت حاضر امکان ابراز وجود مردم و بیان خواست ها و تمایلات واقعی
شان را به آنها نمیدهد. بخش مهمی از این آراء نه به الفتح است و نه آری به حماس.
مردم از اوضاع
ناراضیند. فقر وبیکاری، سرکوب و تحقیر بخش جدایی ناپذیر زندگی مردم فلسطین است.
امید به صلح و آرامش عملا رنگ باخته است. فساد و ارتشاء بیداد میکند. مردم خشمگین
اند و خشم خود را متوجه دولت و سازمان الفتح نموده اند. ارتشاء و مبارزه با آن بیکی
از نکات محوری انتخابات بدل شد. عباس رئیس جمهور نیز مبارزه با ارتشاء و فساد را
بیکی از نکات محوری پلاتفرم سیاسی خود بدل کرده است.
اعتراض به ارتشاء
دولتی و دزدی و اختلاس مقامات یک دلیل اصلی رای مردم به حماس است. بعلاوه سازمان
حماس همچون بسیاری از جریانات در اپوزیسیون جنبش اسلام سیاسی، کارهای خیره ای
محدودی در محیط های محروم انجام میدهد. در غیبت یک سیستم رفاه اجتماعی و در شرایطی
که مردم با فقر و بیکاری دست و پنجه نرم میکنند، این اقدامات عوامفریبانه برای جلب
رای بسیار کارساز است.
سیاست های
ارتجاعی_ میلیتاریستی آمریکا رای ای به نفع حماس
و بالاخره رای به
حماس "نه" به آمریکا و سیاست های ارتجاعی و میلیتاریستی و پشتیبانی بی قید و شرط آن
از اسرائیل نیز هست. یک بار دیگر سیاست های تروریسم دولتی آمریکا، سیاست های
ارتجاعی و میلیتاریستی آن به پوئنی برای اسلام سیاسی بدل شد. حمله نظامی به عراق و
ویرانی جامعه و زندگی مردم عراق، موجب رشد اسلام سیاسی در عراق و قدرت گیری جمهوری
اسلامی در منطقه گردید و اکنون نیز به قدرت گیری و پیروزی چشمگیر حماس در انتخابات
فلسطین بشکل تعیین کننده ای کمک کرد.
روند صلح به
کجا میرود؟
بیشترین توجه و
نگرانی متوجه روند صلح است. تاکنون سیاست اعلام شده حماس نابودی اسرائیل و عدم
مذاکره با اسرائیل بوده است. مساله اینجاست که آیا حماس سیاست خود را تغییر خواهد
داد؟ آیا اسرائیل همانگونه که پیش از این تهدید کرده بود با دولتی که حماس در آن
حضور داشته باشد مذاکره نخواهد کرد؟ با قطعیت نمیتوان در این مورد اظهار نظر کرد.
تاکنون حماس نقش بسیار مخربی در روند صلح و سابوتاژ آن ایفاء کرده است. لیکن
اظهارات ضد و نقیضی مبنی بر تغییر سیاست، و پایان دادن به تروریسم نیز از جانب حماس
شنیده میشود.
ضمنا باید در نظر
داشت که اسرائیل و فلسطین و روند صلح در دروران پسا عرفات و پسا شارون تغییر کرده
است. این دو دشمن قدیمی و پرسوناژهای تاریخی و قهرمانان ملی برای بخشی از جامعه
خویش، با خروج خود از صحنه سیاست، به یک دوره در سیاست در این منطقه پایان دادند.
همانگونه که شارون پس از مرگ عرفات سیاست های افراطی خود را تا حدودی تعدیل کرد،
خروج شارون نیز میتواند زمینه هایی برای مذاکره میان راست دو جامعه را فراهم آورد.
آیا اسلام
سیاسی تقویت شده است؟
پیروزی حماس یک
پیروزی برای جنبش اسلام سیاسی نیز تلقی میشود. پس از عراق و رشد اسلام سیاسی و
پیروزی جریانات اسلامی منتسب به شیعه در انتخابات اخیر، انتخابات فلسطین قدرت
دوباره ای به این گرگ فرتوت اعطاء کرده است. ولی باید گفت که این پیروزی یا قدرت
یابی بلند مدت نخواهد بود. جمهوری اسلامی رهبر ایدئولوژیک، استراتژیک و مهمترین
حامی مالی و سیاسی و نطامی این جنبش در شرایط بسیار بحرانی بسر میبرد. هر چند که
این پیروزی ها در سطح منطقه برای جمهوری اسلامی میتواند امید بخش باشد ولی موقعیت
جمهوری اسلامی در ایران آنچنان بحرانی است که بسختی قادر خواهد بود این پیروزی
منطقه ای را به تحکیم موقعیت خود بدل کند. موقعیت شکننده فلسطین نیز حفظ قدرت برای
حماس را بسیار مشکل خواهد کرد.
اسلامیزه شدن
فلسطین
یکی از نگرانی های
موجه این انتخابات اسلامیزه تر شدن جامعه فلسطین است که اولین قربانی های آن زنان
خواهند بود. در شرایط حاضر نیز تروریسم و ارعاب حماس نقش مخربی در این جهت ایفاء
میکند، تشکیل دولت توسط این سازمان قطعا این وضعیت را وخیم تر خواهد کرد. در کمپین
تبلیغاتی حماس حضور دختر بچه های باحجاب بشدت آزار دهنده بود. آمار قتل های ناموسی
و خشونت علیه زنان در فلسطین بسیار بالا است. یکی از فشارهای جامعه بین المللی بر
حماس و دولت آتی فلسطین باید بر این مساله متمرکز شود که حقوق زنان باید رعایت
گردد.
مبارزه با اسلام
سیاسی یک مبارزه بین المللی است. باید یک جنبش بین المللی علیه اسلام سیاسی، برای
سکولاریسم و آزادی و برابری سازمان داد. باید "نیروی سوم"، بشریت مترقی و انسان
دوست را به صحنه مبارزه فعال کشاند. باید با هر دوقطب تروریسم، تروریسم اسلامی و
دولتی مبارزه کرد. |